من و بابا و ني ني

اييييييييييييييييييييييييييييييييييي

1390/12/24 15:35
نویسنده : ديبا
381 بازدید
اشتراک گذاری

سلامي صد سلام

امسال من زياد حال و حوصله و ذوق عيد را ندارم

نميدونم چرا اينطوري شدم شايد به خاطر موارد مختلفي كه تو اين دو ماه آخر سال افتاد.

نه خانه تميز كردم البته من زياد اعتقاد ندارم كه چون عيد داره مياد بايد همه چيز را شست بايد هميشه هر موقعه كه نيازه اين كارها صورت بگيره بعد نه خريد لباسي از همه مهمترم هست

ولي به خودم قول دادم اين پنج شنبه و جمعه بخاطر روحيه ام شده برم .

اووووووووووووووووووووو راستي يادم رفت بلهههههههههه بتام شد 416 گفت بله بارداري ولي رفتم دكتر براي اينكه مثلا دكتر را شكه كنم بگم من با اون شرايط حامله شدم گفت زياد هم اميدواري نده بخود كه يهو ضد حال نخوري احتمالش خيلي زياده كه بچه سقط بشه يا اصلا پوچ باشه قلب نداشته باشه چون اسپرم همسرت ضعيف بوده ديگه بلاخره ما هم با يك دل شكسته با يه اعصاب نه چندان خوب به سمت منزل رفتيم يكم با خواهرم دعوام شدزبان يكم با شوهريجونم - البته خوب به من حق بدين خيلي از نظر روحي اين چند روز تحت فشار بودم بيشتر از همه اينكه همش خودم رفتم اين دكتر اون دكتر .

دعا ميكنم خدايا هر چي خودت صلاح بدوني بشه مرسي خدا....دل شکستهدل شکستهدل شکسته

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بابای ملیسا
24 اسفند 90 20:41
با عرض سلام . ضمن تبریک بخاطر نوشته های قشنگتون ، وبلاگ ملیسا جون با موضوع اولین چهارشنبه سوری ملیسا به روز شد . چقدر زیباست که میزبان شما باشیم و با نوشتن حتی یک خط یادگاری ، ملیسا رو از لطف خودتون محروم نکنید .